یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غم دیده ی ما شاد نکرد
این ثانیه ها به کندی می گذرد. گویی این لحظه ها غم انگیز ، زمان از حرکت ایستاده است، تا ما درد و غم آن را بیشتر احساس کنیم.
خاطرات مان هم چون نواری از پیش ذهن مان می گذرد. گویی همین دیروز بود، ولی چرا آن لحظه های ناب، با سرعت سر سام آوری گذشتند و جای خود را به این اندوه دادند. چرا زمان آن جا نه ایستاد تا ما طعم شیرین آن را برای این لحظات
درد ناک به خاطر بسپاریم و از آن ها ذخیره ای برای این لحظات تنهایی اندوخته کنیم.
لحظه ی وداع فرا رسید و من باید با عزیز تر از جانم ، مونس تنهایی هایم و هم درد غم هایم وداع کنم.
او می رود بدون آن که بداند من چقدر به او وابسته ام، او می رود بودن آن که بداند بدون او کسی نیست تا بغض گلویم را روی شانه هایش خالی کنم و او با کلمات آرامش بخش مرا به زندگی امیدوار کند.
خدایا چرا تنها امید و پشتیبان غم هایم را از من گرفتی؟ آیا چشمان بخیل سر نوشت نتوانست این تکیه گاه آخر را بر من ببیند!
او فردا می رود و من در سوگ از دست دادنش ، چله خواهم نشست و با چشمان اشک بار برایش آرزوی خوشبختی می کنم.
سلام
چند روزه كه دارم فكر مي كنم تا براتون چي بنويسم متاسفانه اوضاع روحيم آنقدر بهم ريخته و آشفته بود كه فكرم به هيچ جا نرسيد آخر سرم به اين نتيجه رسيدم واقعيت براتون بنويسم و با يك شعر زيبا از حافظ ازتون معذرت خواهي كنم .
مسلمانان مرا وقتي دلي بود
كه با وي گفتمي گر مشكلي بود
به گردابي چو مي افتادم از غم
به تدبيرش اميد ساحلي بود
دلي هم درد و ياري مصلحت بين
كه استظهار هر اهل دلي بود
ز من ضايع شد اندر كوي جانان
چه دامنگير يارب منزلي بود
هنر بي عيب حرمان نيست ليكن
ز من محروم ترك سائلي بود
برين جان پريشان رحمت آريد
كه وقت كارداني كاملي بود
مرا تا عشق تعليم سخن كرد
حديثم نكته هر محفلي بود
مگو ديگر كه حافظ نكته دان است
كه ما ديديم و محكم جاهلي بود
موضوع مورد بحث :
يافتن مراحل عشق هاي زميني از روي عشق اسماني طبق حديث قدسي معرفت.
حديث قدسي معرفت:انكه مرا بطلبد مرا مي يابد . انكه مرا بيابد مرا مي شناسد.
هر كه مرا بشناسد من هم او را مي شناسم انكه مرا بشناسد مرا دوست مي دارد.هر كه مرا دوست به دارد من هم او را دوست دارم انكه مرا دوست به دارد عاشق من مي شود هر كه عاشق من شود من هم عاشق او مي شوم و هركه من عاشقش شوم او را مي كشم و خودم خونبهايش مي شوم.
عشق خدايي بر اساس حديث معرفت شامل مراحل زير مي شود كه راجعبه هر كدام به تفضيل سخن خواهيم گفت.
طلب___ يافتن___ شناخت___ دوست داشتن___ عاشق شدن___ فنا (بقا)
طلب
آنچه از اين حديث بدست مي ايد ان است كه خواستن داراي دو جنبه كذب و صادقانه است كه هر كدام از اين دو دسته خود شامل دو دسته دروني و بيروني مي شود.
خواستن كذب(جنبه دروني) : قسمت دروني طلب كردن شامل ميل جنسي است كه به واسطه ترشح هرمون ها در دوران بلوغ اشخاص است.
خواستن كذب (جنبه بيروني) : قسمت بيروني طلب كردن شامل فشار هاي خانواده و جامعه براي سر وسامان گرفتن فرزندان خود است.
كه هيچ كدام از اين دو جنبه نمي تواند دليل خواص و موجهي براي ازدواج جوانان باشد.
ادامه مطلب...
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزل گه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در ان نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زینهمه خواهش بیجا و تباه
می برم تا که تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید محال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد می رقصد اشک
اه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید ان به که بپرهیزم من
به خدا غنچه شادی بودم
دست عشق امد و از شاخم چید
شعله اه شدم صد افسوس
که لبم باز به ان لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل
برایت با وداع اغاز کردم به این امید که هر گز طعم ان را نچشی

