تبليغاتX
ایرانی

ایرانی

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید××××حالیا چشم جهانی نگران من و توست

سلام

این شعر رو یه عزیز برام میل زد اگر نه بیشتر نثری ام تا نظمی!

 

شاید این روزها خیلی شعر به کار نیاد اما مطمئنم که به این زودی ها خبری از هوای تازه نخواهد بود٬حتی یه قلپ:

 

لَختی سکوت شهر را فرا گرفته

نفس ها حبس در سینه مانده

و آسمان یک دست سیاه است

زردی بر بهار چیره گشته

و درختان

              آغوش از پرستو ها گرفتند

مسیحی نیست!

اما

       صلیبش را

هنوزم بر سر دیوار می کوبند

تا

     رد پای با تو بودن را

با چهره ای آغشته تبسم و خشم

و چشمانی حریص و آشفته

پاک کنند

مبادا

کسی نام تو را

در آواز سینه دیگری بشنود

*

آرام باش

و عشق را رعایت کن

تو

تنها جرمت

خوب بودن است

شک نکن

یک روز

در برابرت زانو خواهند زد


پی نوشت:

۱.راستی مجید سعیدی رو گرفتن٬ساتیار امامی هم گم و گوره و معلوم نیست اصلا مرده است یا زنده.

۲.برای خیلی ها احضاریه فرستادن٬خیلی ها رو شبونه گرفتن و خیلی ها هم رفتن تو سوراخ موش.

نمی دونم نبودن من برای دوستان کدم تعبیر رو ایجاد کرده اما از نظرم همهشون یکی اند٬از یه نوع٬از یه سنخ.

هر چند که نزدیکتر ها و مودب تر ها شون احتمالا می دونم چرا کمرنگ ترک ام.

۳.انتظار پاکسازی رو داشتیم اما نه به این زودی

کلا گویا باید عادت کرد به شگفت زده شدن توسط دولت کریمه ی عمو محمود

یا حق

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 22:4 توسط وحید رضا| |
سلام

این همه حقیقت است که ما کوه طاقت ایم

باور کنید تشنه ی بوی صداقت ایم

ایم چشم خیس عاطفه گفتم صبور باش

تا عاشقیم در گذر سنگ تهمت ایم

اخرين عكسم در مجموعه ي تغيير خواه مشروطه نيوز

تلاش سه ماهه و شبانه روزیمان برای تغییر خواهی به ناکجا آبادی انجامید که حتی بزرگترین تحلیلگران سیاسی هم به خواب نیمه شبشان نمی دیدند.

توجیه این ماجرا بی فایده است٬دلایلش هم اکنون بی اهمیت چرا که دیگر سیاست در ایران بی معنی است.

ترجیه می دهم نقش ایوان را رها کنم و چون زورم به اصلاح پایبست ویران (اصول دموکراسی٬کار حذبی٬كارشناسی و...) این خانه نمی رسد دندان کرم خورده ی سیاست را دور بیندازم تا آن روز که بتوان در وراي اين كودتاي زيبا سخني را با اتكا به آزادي بيان سر داد.

نگران لحظه لحظه ی ثانیه هایی ام که در دولت دهم (که شاید با یازدهم و دوازدهم و سیزدهم و ... هم یکی شود) می گذرند.

نگران رئیس جمهور منتصبی ام که خود را رئیس جمهور عده ای از مردم می داند و مردم را به خودی و غیر خودی تقسیم می کند.

به قول عباس عبدي:وضعیت پیش آمده در شرایط کنونی به بازی صفر و یک تبدیل شده است، وضعیتی دو قطبی که هرچه از دل آن بیرون آید، بهبود شرایط نخواهد بود.

حتي تحليل گران بزرگي چون عبدي هم از پس تحليل مهندسي ناصواب پيش آمده بر نيامدند و بدتر از همه انكه توان تحليل شرايط موجود و ارائه ي راه كار را هم ندارند.

بگذريم كين نيز بگذرد

يا حق

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 21:2 توسط وحید رضا| |
مهدی کروبی شیخ اصلاحات