تبليغاتX
ایرانی

سلام

فال

حس یه فنجون قهوه ی خالی و دارم که دمرو روی یه دستمال کاغذی گذاشته شده!

چرا فالت و نگاه نمی کنی و من و از این بلاتکلیفی بی معنی نجات نمی دی؟!

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 20:22  توسط وحید رضا  | 


سلام

۱.جلال الدین فارسی از افراد خاص این نظامه!کتاب هایی داره که به خوندنش می ارزه!

خیلی از مواقع پیش گام بوده٬اما مصاحبه ی دیشبش نکته ی جالبی رو بهم آشکار کرد!

حتما تا به حال این جمله رو شنیدیدن: (تعهد مقدم بر تخصص!) اخیرا خیلی ها سعی کردند این جمله رو تا حدی تعدیل کنند٬اما تمام این تلاش ها٬در حرف بوده و در عمل همچنان تعهد که حرف اول رو می زنه(وتخصص شاید حرف آخر رو هم نزنه!)

کاری ندارم که معیار های این تعهد کذایی چیه و...

اما اونی که امروز میخوام بگم٬تاریخچه ی این جمله ی ویژه است!

جناب فارسی در مصاحبه ی آخرشون(دیشب با محرمانه ی شبکه ی سه) فرمودند با وجود این که فقط یک ماه از تشکیل دولت جناب مهندس بازرگان می گذشت٬در دانشگاه شریف٬و با حضور جمعیتی بسیار٬سخنرانی ایی داشتند بس با شکوه٬با عنوان:*ضد انقلاب در دولت* و ظاهرا این شرط تعهد مولود آن سخنرانی غرا بود.در گذر زمان وقتی تعهد شرط مقدم شد٬مولود اون سخنرانی هم به جمله ای بدل شد که مثل گل زر٬برگ هایی خیال انگیز و خار هایی واقعی داشت!

یاد زمانی افتادم که جناب محسن خان رضایی در مقام سخنگوی مجمع تشخیص٬فرموده بودند:«مجمع تشخیص مصلحت نظام٬نهادی فرای قانون است!» و این یکی از کوچکترین برکات جایگزینی تعهد یه جای تخصص بود!

۲.چند وقت پیش مطلبی در مورد لیگ برتر فوتبال می خواندم٬ظاهرا رییس سازمان لیگ هم٬جنابی است با پیشوند سردار!

تا به حال با سردار های متعهدی که وزیر بودند٬بر اریکه ی استانداری تکیه می زدند٬فرمانداری می کردند٬ ادارات فرهنگ را اداره می فرمودند٬یا حتی رئیس باشگاه بودند٬آشنا شده بودیم اما این که حتی سازمان لیگ را هم سر داری کنی...!!!

نکته بینی وضع را به کودتای خاموش تابیر می کرد!!!

نمی دونم چرا یاد جورج اروول افتادم!

۳.دوستی امروز از بوشهر پشت تلفن داد میزد که:همه را رد صلاحیت کرده اند.

من که بعد از دوره ی قبلی مجلس به کلی قطع امید کردم از انتخابان!!! حالا شما هم انتخاب کنین این گلچین شده های باغ با صفای انقلاب را!(این جمله رو از یکی دزدیدم)

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 19:30  توسط وحید رضا  | 


سلام

تکرار

زندگی همچنان ادامه داره!و همچنان تکراریه!

هنوز هم بچه های ابتدایی توی راه مدرسه کمتر خوشحال اند از ۲۰ های بسیار که گرفته اند و بیشتر غمگین ۲۰ هایی اندک که نگرفته اند!

پسرک های دبیرستانی همچنان مشغول تعریف کردن داستان های واقعی و غیر واقعی از نامه نگاری های عاشقانه و... توی راه مدرسه با اون دختری که فلانه و بهمنان!

نو جوون های ۱۸ـ۱۹ ساله٬در حال سر و کله زدن با غول بزرگ نوجوانی اند.(بعضی ها غولشون کنکوره٬ بعضی ها غرور٬بعضی ها بلوغ٬بعضی سر بازی و بعضی ها هم چند غوله اند!)خیلی ها گیم آور می شن و بعضی ها هم می رن مرحله ی بعد!

جوون های ۱۹ـ۲۰ ساله٬همچنان مشغوله جر و بحث کردن با والدین گرامی سر موسیقی٬شغل٬فیلم٬تیپ٬رشته و خلاصه هر چیز دیگه ای که ممکنه بهشون علاقه داشته باشن٬آخه والدین رو ساختن واسه مخالفت با بچه های اون سنی!

جوون های ۲۲ـ۲۳ ساله هم دارن یکی تو سر خودشون می زنن٬یکی تو سر کنکور فوق(شاید خدمت زیر پرجم مقدس مام میهن!٬شاید جهیزیه٬شاید کار و شاید...)

بعد از اون هم هرچی هست و هرچی نیست٬تکراریه!

زندگی ادامه داره٬شیرینی و تلخیش واسم مهم نیست٬چون هر کدوم که باشن مطمئنم که اونیکی پشت دره٬اونم باز با یه تناوب تکراری!

چیزی که حالم و به هم میزنه٬همین تکراره!

وقتی ۱۹ـ۲۰ ساله ایم٬قسم می خوریم که هیچ وقت با بچمون مخالفت نمی کنیم و زمانی که ۴۰ـ۴۵ ساله می شیم میگیم من صلاحش و بهتر می فهمم٬پس باید مخالفت کنم!

وقتی داریم درد دل میکنیم٬مدام می گیم که نظر تو چیه٬اما حقیقت تکراریش اینه که فقط می خوایم طرف ما رو تایید کنه!اما وقتی دارن باهامون درد دل میکنن اون حقیقته بازم در یه فرآیند تکراری یادمون می ره و جو احمقانه ای ما رو میگیره که اون بهم اعتماد کرده و من باید راهی و که به نظرم درسته بهش نشون بدم و...

خلاصه زندگی به تمام فرایند های تکراریش در جریانه!

انگار هیج وقت هم قرار نیست٬این چرخه های مسخره ی تکرار به هم بریزه!

تکراری ترین فرآیند این روز های زندگی من هم٬امتحان دادنه!

                          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

خدا درست یک ساعت بعد از نوشتن این پست به یادم آورد که:همیشه تو زندگی آدم دیوونه هایی هستند که با دیوونه بازی های پر انرژیشون این تکرار های لعنتی رو به هم میریزن(ازت ممنونم دیوونه ی زندگی من)

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 14:32  توسط وحید رضا  | 


سلام

حاج قربان سليماني

تمام اون هایی که با ساز شیدای دوتار آشنایی دارن٬میدونن که از دو روز پیش یکی از بهترین اساتید موسیقی مقامی رو از دست دادیم!

استاد حاج قرابان سلیمانی٬استاد بی بدیل دوتار که هنرنمایی دل نگیزش را در آلبوم شب٬سکوت٬کویر استاد محمد رضا شجریان٬همه گان به یاد دارند!

نوای سازش هماره جاودان و روحش قرین رحمت!

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 13:51  توسط وحید رضا  |